توماس آلفردسون در مورد میراث Tinker Tailor Soldier Spy و آینده The Smiley Saga

توماس آلفردسون در مورد میراث Tinker Tailor Soldier Spy و آینده The Smiley Saga

مهلت این رقابت به پایان رسیده است



توسط: ساباستین آستلی



تبلیغات

اقتباس سینمایی توماس آلفردسون از Tinker Tailor Soldier Spy نمادین است. از میان بازیگران پر ستاره اش از جمله گری اولدمن، کالین فرث و تام هاردی و بندیکت کامبربچ تازه واردان آن زمان، این فیلم به طور گسترده به عنوان یکی از بهترین فیلم های معاصر بریتانیا در نظر گرفته می شود.

زمانی که Tinker Tailor برای اولین بار در سال 2011 منتشر شد، کارگردان آلفردسون از بحث در مورد میراث کتاب اجتناب کرد. اکنون با 10 سال فاصله، او می تواند احساسات خود را در مورد میراث اقتباس جان لو کاره خود به شیوایی بیان کند. او می گوید که خاطرات کار روی آن کمی مبهم است، اما من آن را به عنوان یک کار بزرگ به یاد می آورم. مدت زیادی طول کشید تا به آنجا برسیم، و کار سخت زیادی - اما نتیجه داد. این یک تولید بسیار خوشحال کننده بود، به خصوص زمانی که برای آن برنامه ریزی می شد و سبک و رویکرد کلی را ایجاد می کرد. آلفردسون به سرعت از تلاش‌های همه افراد درگیر در مورد اینکه چه چیزی آن را واقعاً خاص کرده است، تمجید کرد: وقتی کل گروه را که Tinker Tailor را ایجاد کردند، واقعاً در جای درست قرار گرفتند.



با چالش انعکاس دوره متمایز جنگ سرد در مقابل بودجه صرفاً 21 میلیون دلاری، آلفردسون اشاره می کند که دو سلاح او چقدر کاربردی و کارآمد بودند: ما آن را در یک پادگان نظامی قدیمی به نام میل هیل شلیک کردیم - آن مکان بزرگی بود با 60 یا 80 سلاح مختلف. خانه‌هایی از دوره‌های مختلف، بنابراین بیشتر فیلم در آنجا انجام می‌شود. اگر یک مکان تاریخی در اختیار دارید که در زمان به دام افتاده است، چرا نه از آن بهره ببرم؟ این تنها راه برای انجام آن بود، زیرا لوکیشن های بسیار متفاوتی در فیلم وجود دارد - این یک راه حل عالی بود.

ما به موضوع پارانویا می پردازیم، مضمونی که در تمام آثار آلفردسون رایج است، و من نمی دانم که آیا این چیزی است که همیشه او را هدایت می کند یا احتمالاً او را نگران می کند. او لحظه‌ای وقت می‌گذارد تا افکارش را جمع‌آوری کند و درباره خودآگاهی خود گفتگو می‌کند: شناختن خود به‌عنوان یک فیلمساز کمی سخت است، فیلم‌های شما با مخاطبان چه صحبت می‌کنند و مردم به چه واکنشی نشان می‌دهند، زیرا به نوعی شخصیت فرد را منعکس می‌کند. . برای من غیرممکن است که خودم آن چیزها را بدانم و ببینم.

این نکته جالبی است که آلفردسون به آن اشاره می‌کند، اینکه احتمالاً مخاطبانش ممکن است او را از جهاتی بهتر از او بشناسند. همچنین این چیزی است که او را به عنوان یک فیلمساز سوق می دهد: این تنها راهی است که می توانم خودم را به درستی بیان کنم. بیان نکاتم برای من سخت است، و توصیف احساسم و نحوه دیدن چیزها سخت است. بنابراین فیلم های من به نوعی تبدیل به یک زندگینامه سینمایی می شوند. این یک اظهار نظر جالب در مورد رابطه بین تماشاگر و فیلمساز است که من را به این فکر وا می دارد که آیا فیلمسازی ذاتاً یک اعتراف صادقانه است، چه بخواهید یا نه. اگر این چیزها، این مضامین را ببینید، ممکن است چیزی باشد که به نحوی روح من را منعکس کند. نمیتونستم باهاش ​​بحث کنم



من نظر شخصی خودم را در مورد خیاط تینکر به توماس می‌دهم و به او می‌گویم که بیش از هر چیز به عنوان یک «فیلم صادقانه» توصیف می‌کنم. از او می‌پرسم که درباره این تفسیر چه فکر می‌کند، و او به من می‌گوید که چه چیزی منجر به برداشت خرابکارانه‌اش شد: وقتی جوان هستید و در [جاسوسی] تازه کار هستید، داشتن رازها و دانستن چیزهایی که دیگران نمی‌دانند دنیایی فوق‌العاده است. ، برای انجام ماموریت های مخفی، بازی و قطعات. اما فکر می‌کنم با گذشت سال‌ها، با این اسرار که سوراخ‌های بزرگی در درون شما ایجاد می‌کنند، بسیار تنها می‌شوید. و من فکر کردم، می دانید، دوربین می تواند خود را در آن تنهایی غرق کند.

برای مدیریت تنظیمات برگزیده ایمیل خود، اینجا را کلیک کنید.

یکی از تمرکزهای رسمی اصلی Tinker Tailor چیزی است که در عبارات پنهان و آشکار می شود، اغلب از طریق سکوت کر کننده نگاه ها، نگاه های مشترک و نگاه های سرد و سخت. وقتی جلوی آینه حمام می ایستند، یا وقتی می خواهند بخوابند چگونه به نظر می رسند - در آن لحظات چه احساسی دارند؟ دوربین این امکان انحصاری را دارد که این عبارات معمولاً پنهان را آشکار کند. آلفردسون پارادوکس Tinker Tailor را توضیح می‌دهد که دنیای عمیقاً ناصادقانه آن خود مربوط به صداقت است، یا حداقل تلاش می‌کند به شیوه‌ای صادقانه نشان دهد که چقدر ناصادقانه بوده است. بهایی که [جاسوسان] باید می پرداختند باید بسیار بسیار گران بوده باشد.

این تمرکز بر عبارات و احساسات چیزی است که شیفتگی من را در آلفردسون به عنوان کارگردان سوق می دهد. من توماس را به عنوان یک فیلمساز احساسی برای خودش توصیف می کنم و به نظر می رسد که او هم موافق است. تصور اشتباه رایج او درباره یک «فیلمساز ترسناک» است، و این قابل درک است که چگونه برخی ممکن است به این نتیجه برسند: اجازه دهید The Right One In, Tinker Tailor Soldier Spy، The Snowman همگی رشته‌ای از ترس درونی شده دارند که آنها را به طور جدایی ناپذیر با بشریت پیوند می‌دهد. من از توماس می‌پرسم که آیا فکر می‌کند انسانیت طبیعت وحشتناکی ذاتی دارد یا خیر، با ذکر این نکته که متوجه شدم این سوال بزرگی است که باید بپرسم. او اعتراف می کند که مطمئن نیست، اما خودش اعتراف می کند که ارتباط قوی با چیزهای وحشتناک دارد: به خصوص در رویاهای من و در شب. تصور کردن بخش بزرگی از انسان بودن است. ما همیشه در مورد تخیل به عنوان یک چیز خارق العاده صحبت می کنیم، اما تخیل نیز چیز وحشتناکی است و می تواند شما را به مکان های بسیار بدی ببرد.

بخش تاریک‌تر تخیل قطعاً در آثار آلفردسون بررسی می‌شود، و با پارانویای خزنده و خزنده جورج اسمایلی، سوارکاری جهانی شبیه به جیمز باند را زیر و رو می‌کند. فکر می‌کنم پارانویا بخشی از وسیله نقلیه درون شماست – توانایی شما در ایجاد حالت خوب و ترس از آنها.

پس از Tinker Tailor، توماس علاقه خود را به دنباله ای از افراد اسمایلی ابراز کرد، و با اظهار نظر گری اولدمن در سال 2016 در مورد وجود فیلمنامه دنباله، من از دانش توماس در مورد این موضوع و احساسات او درباره ادامه دادن علیرغم تغییراتی مانند عبور جویا شدم. لو کاره در سال گذشته احساس می‌کردم نمی‌توانم مستقیماً بعد از اولین فیلم لبخند دیگری بسازم، به نظرم درست نیست. من در آن لحظه در مورد این موضوع خاص بسیار خسته و فرسوده شده بودم. من هنوز برای ساختن آن بسیار باز بودم! او در ادامه توضیح می‌دهد که حقوق در نهایت به املاک لو کاره بازگردانده شد و برنامه‌هایی را برای یک راه‌اندازی مجدد بزرگ در آینده فاش می‌کند: فکر می‌کنم آن‌ها قصد دارند یک نوع راه‌اندازی بزرگ در The Smiley Saga برای تلویزیون انجام دهند، اما من درگیر آن نیستم

StudioCanal

با توجه به اقتباس‌های تلویزیونی اخیر از «مدیر شب» و «دختر درامر کوچک» - من منتقد فیلم نیستم، اما آنها هم عالی هستند. آنها فیلمسازان بسیار قوی ای در پشت آن فیلم ها دارند - در ادامه از او پرسیدم که آیا او دوست دارد در این فیلم نقش داشته باشد: آنها باید دوباره به عنوان بخشی از آن فیلم Tinker Tailor را بازسازی کنند، و شاید بهتر باشد که شخص دیگری این کار را انجام دهد. من به Smiley's People علاقه مند می شوم - این برای گری نیز یک چیز عالی خواهد بود، زیرا او اکنون 10 سال بزرگتر است. اما من فکر می کنم ادامه این راه برای برخی به دلیل برنامه ریزی برای راه اندازی مجدد تلویزیون سپری شده است. آنها برای جورج اسمایلی نقشه های متفاوتی دارند.

حسی که من از آلفردسون دریافت می‌کنم این است که او یک فرد و فیلمساز فوق‌العاده صادق است، و اغلب از او نقل می‌شود که فیلم‌سازی را چیزی ذاتاً احساسی توصیف می‌کند، مهم نیست که چقدر فکر می‌کنید به مطالب نزدیک شوید. احساسات همیشه غالب است. او با غلبه بر احساسی غریبه نیست، زیرا اعتراف کرده است که به خاطر موفقیت Let The Right One In کمی فلج شده است. چیزی که من بیشتر از همه در مورد آن کنجکاو بودم - و آلفردسون تقریباً در مورد آن صحبت کرده است - مرد برفی است، فیلم جنایی 2017 او که از آثار جو نسبو اقتباس شده است. او چگونه اتفاقاتی را که با The Snowman اتفاق افتاد پردازش کرد؟ آیا سقوط کمی او را پرتاب کرد؟

واقعا اینطور شد. یعنی می خواستم اسمم را از آن فیلم بگیرم. من در شرایطی بودم که انتظارات استودیوها با چیزی که به دنبال ارائه آن بودم متفاوت بود، می‌خواستم فیلمی بسازم که احساس متفاوتی داشته باشد. منتقدان به سرعت ادعاهای اولیه آلفردسون را به عنوان «بهانه» رد کردند، اما اگر به کارهای قبلی او نگاه کنید، واضح است که «آدم برفی» به طور عجیبی فاقد آن تفاوت خرابکارانه ای است که آلفردسون در پروژه هایش به ارمغان می آورد. فکر می‌کنم استودیو در کل فیلمی معمولی‌تر می‌خواست، و بنابراین ما همدیگر را درک نکردیم. شما تمام آن داستان‌هایی را می‌شنوید که در سیستم هالیوود فشرده شده‌اند، همه آن‌ها در فیلم «آدم برفی» برای من اتفاق افتاده است. تجربه خوشحال کننده ای نبود. بر کسی پوشیده نیست که «آدم برفی» پروژه‌ای بود که مدت‌ها قبل از راه‌اندازی آلفردسون به پایان رسید و به‌طور ناگهانی شروع به کار کرد و بودجه دوم نیز به دست آمد.

این فیلم من نبود که منتشر شد. خیلی دردناک بود، مجبور بودم آن را با نام خودم ارائه کنم، در حالی که اصلاً فیلم من نبود. اما این صنعت می تواند اینگونه باشد، من این را درک می کنم. اما ترجیح می‌دهم «آدم برفی» را نسازم. آلفردسون پس از پایان تولید Tinker Tailor وقت خود را صرف کرد و به مدت شش ماه ویرایش کرد تا مطمئن شود همه چیز عالی است. او به وضوح کارگردانی است که می‌داند یک رویکرد آهسته و دقیق به فیلم‌سازی می‌تواند چیزی واقعاً قابل توجه خلق کند. فکر می‌کنم [آدم برفی] می‌توانست فیلم فوق‌العاده‌ای باشد، اگر به من اعتماد می‌شد که آن را به روش خودم انجام دهم، می‌توانست واقعاً چیز متفاوتی باشد. قطعات، لحظات و فرصت‌های فوق‌العاده‌ای در آن وجود دارد، اما کارساز نبود. خیلی دردناک بود

StudioCanal

این ذهنیت آهسته‌پخت، ذهنیتی است که آلفردسون همیشه آن را پرورش داده است، هر بار روی یک پروژه کار می‌کند تا زمانی که به طور کامل تکمیل شود، سپس به پروژه بعدی می‌رود. اشاره می‌کنم که او در حال حاضر دو پروژه در دست توسعه دارد، مجموعه تلویزیونی اروپا و سریال هیجان‌انگیز به رهبری ریچل وایز Séance on a Wetnoon، و می‌پرسم آیا ذهنیت او تغییر کرده است. او می خندد. می دانید، این کار بسیار سختی است که شرکت مرد کوچک شما جریان یکنواختی از پروژه ها را برای انجام دادن داشته باشد – شما باید سه تا چهار پروژه در حال توسعه داشته باشید زیرا همیشه فیلم هایی وجود دارند که هرگز ساخته نمی شوند. او اظهار می کند که پروژه هایی که هرگز توسعه نداده است بسیار بیشتر از پروژه هایی است که به طور کامل ایجاد و تکمیل کرده است.

اعتراف او مرا به این فکر می‌اندازد که آلفردسون چند پروژه را برای به ثمر رساندن تلاش کرده است، و اینکه آیا درگیر شدن او با سیستم استودیوی هالیوود مشکلات خاصی برای او ایجاد کرده است یا خیر. هر کاری که بعداً انجام دهد چیزی است که باید دید.

ویژگی های RT Rewind را بیشتر بخوانید:

  • دیشب تو Bottom را در تلویزیون دیدم: میراث ریک مایال و کمدی پیشگامانه آد ادمونسون
  • پیتر بینهام درباره ساخت فیلم I'm Alan Partridge: 'مثل ساختن یک هواپیما در حالی است که به سمت زمین سقوط می کند'
  • چگونه The Office چهره کمدی های کمدی را تغییر داد
  • 10 سال مرگ در بهشت: داستان درام جنایی مورد علاقه همه در کارائیب
تبلیغات

Tinker Tailor Soldier Spy اکنون به صورت دیجیتالی در دسترس است در دسترس برای داشتن در 4K در UHD برای اولین بار از 20 دسامبر - برای اخبار و ویژگی‌های بیشتر از مرکز فیلم‌های ما دیدن کنید، یا چیزی برای تماشا با راهنمای تلویزیون ما پیدا کنید.